باز هم دلتنگي باز هم گريه هاي شبانه ام يه عاشق غمگين در حسرت شبهاي بي ستاره ام سخت دلتنگم ، سخت بي قرار و بي تابم كجاست شانه هاي گرم و مهربانت تا گريه كنم ؟ كجاست لبخند هاي عاشقانه ات؟ تا باز هم ديوانه شوم
براي گريستن شانه هايت را كم دارم شانه هايي كه بارها و بارها در خواب و خيال تكيه گاه دل عاشقم بود براي عاشقي نگاه هاي زيبايت را كم دارم نگاه هايی كه تنها دليل زندگي و عشقم بود صبر مي كنم و عاشق مي مانم كه خوشبختي از آن عاشقان است.
نويسنده: <-BlogAuthor-> مورخ: سه شنبه نهم مهر 1387 در ساعت: 14:12